تبليغاتX
...جویای عدالت باشید عدالت - شرح پرونده
 
وبلاگ تخصصی حقوق کیفری
 
   

تاریخچه الحاق موضوع (مجازات تعزیری قاتل در صورت گذشت

       شاکی یا فقدان آن) به ماده 612 قانون مجازات اسلامی           

از نظر تاریخی دین اسلام به خون خواهی و انتقام جویی قبائل عرب که توسط عرف

قبیله ای آن زمان ( دوران جاهلیت ) شکل گرفته بود ، پایان بخشید و قصاص را به

عنوان مجازات مرتکب قتل عمد قانونگذاری کرد. اسلام به جنبه خصوصی این جنایت،

عنایت بیشتری داشته و بدین جهت ،کیفر قصاص را به عنوان حق الناس قانونگذاری

کرده و به اولیای دم مقتول ( در مورد جنایات عمدی ) حق قصاص را اعطا کرده است

، تا تسلی بخش آلام روحی و مصائب آنان گردد .

حال سئوالی که متبادر به ذهن می شود ، اینست که آیا با گذشت و عفو اولیا ی دم،

مطلقا مجازات دیگری نمی توان در خصوص مرتکب قتل عمد اجرا کرد یا خیر ؟

آنچه که مسلم است طبق مقررات ماده 257 قانون مجازات اسلامی قصاص یک حق

است و اولیای دم اختیار دارند یا مرتکب را به مجازات برسانند و یا از قصاص

گذشت نموده و در عوض دیه قتل نفس اخذ نمایند. به همین دلیل در مقررات قانون

مجازات اسلامی ( حدود و قصاص ) مصوب سال 1361 ،مقنن در ماده 5 گفته بود :

(( هرگاه مسلمانی کشته شود ، قاتل قصاص می شود )) و توضیحی در خصوص

اینکه اگر شاکی گذشت کند ، چگونه با متهم رفتار خواهد شد ، نداده بود .

در سال 1365 حادثه ای رخ داد که منجر به قتل یک مادر و دو دختر وی گردید :

مادر دوبار ازدواج کرده و ثمره هر یک از ازدواج ها دختری بود که پس از مطلقه

شدن مادر ، نگهداری و سرپرستی فرزندان به او محول شده بود . دختر اول چهارده

ساله بود که به عقد ازدواج نافرجام راضی به نظر نمی رسید و به علت علاقه ای که

به ادامه تحصیل داشت ، تصمیم گرفت که از شوهرش جدا شود . پس از بحث

طولانی ، از شوهرش می خواهد که دوستانه به محضر رفته و پیمانی را که به اجبار

و اکراه با هم بسته اند ، بر هم زنند . شوهر در پاسخ گفت : خفه شو! احمق بی شعور!

زبانت را از حلقومت بیرون می کشم و اگر یکبار دیگر این مزخرفات را تکرارکنی

، بی برو برگرد ترا می کشم و سرت را از تنت جدا می کنم !

بالاخره مادر دختر وساطت کرده و از دامادش می خواهد که چون دختر از ابتدا راضی

به این وصلت نبوده و او بوده که عقیده خود را بر دخترش تحمیل کرده است ، لذا با

طلاق همسرش موافقت کند ! داماد به جای موافقت ،اقدام به تهیه بنزین و منفجر کردن

محل سکونت همسر و مادر و خواهر همسرش می کند و هر سه نفر را با وضع عجیبی

به قتل می رساند ! به دنبال این انفجار ، قاتل متواری گشته و پس از گذشت ماه ها با

سعی و کوشش مامورین انتظامی و صرف هزینه فراوان دستگیر و تحویل عدایت

می گردد .

در این پرونده ورثه مادر ، دو دختر او و ورثه دختران نیز پدران آن ها بودند . پدر

دختراول چون از همسر قبلی خود دل پری داشته و به فرزندش نیزکوچکترین محبتی

نداشته ، لذا از قصاص قاتل صرفنظر و فقط تقاضای دیه نمود.پدر دختر دوم که فردی

معتاد و مدتها در زندان شور آباد به سر می برد ، وقتی از ماجرا مطلع شد ، فریاد بر

آورد که : (( عجب جنایتی رخ داده ...  شکایت دارم و اشد مجازات را برای قاتل

دخترم و مادرش می خواهم )) . بدین ترتیب کیفرخواست صادر و پرونده به دادگاه

ارسال شد . پس از گذشت یکسال قاتل به بازپرس پرونده مراجعه و درخواست استرداد

مدارکی را که هنگام دستگیری و بازرسی بدنی ضبط شده بود، نمود. وقتی از او سئوال

 شد که چگونه آزاد شدی ؟ با لبخندی جواب داد : من زن گرفته ام و یک بچه هم دارم ،

آخر ما از پدران آزیتا و روزیتا رضایت گرفتیم . از او سئوال شد که چگونه ؟ وی

در جواب پاسخ داد: بیست هزار تومان به بابای آزیتا و سی هزار تومان به پدر روزیتا

دادم و از آن ها رضایت گرفتم!!!بدین ترتیب پرونده قتل سه نفر(مادر و دو دخترش) 

با اخاذی و سو استفاده دو مرد که نام (( پدر )) را با خود یدک می کشیدند و در برابر

پنجاه هزار تومان از خون سه انسان گذشتند ، خاتمه یافت !

همین حادثه غم انگیز و چندین مورد نظیر آن نقطه عطفی در تحول قانونگذاری در

ایران شد و در سال 1370 و متعاقب آن در سال 1375 مقنن اسلامی نه تنها برای این

چنین قتل هایی که در صورت گذشت اولیای دم از قصاص ، به منظور حفظ نظم

عمومی جامعه و نظام و جریحه دار شدن حیثیت جامعه ، مجازات تعزیری تعیین

کرد ، بلکه معاونت در قتل را نیز به رسمیت شناخت و برای معاون نیز مجازات

تعزیری مقرر داشت : (( هرکس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته یا شاکی شاکی

داشته ولی از قصاص گذشت کرده باشد و یا به هر علت قصاص نشود، در صورتی که

 اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا

دیگران گردد ، دادگاه مرتکب را به حبس از سه تا ده سال محکوم می نماید .

تبصره - در این مورد معاونت در قتل عمد موجب حبس از یک تا پنج سال خواهد بود ))

( ماده 612 و تبصره آن ) .

  نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 20:51  توسط پدرام صادقیه  | 

 
  POWERED BY BLOGFA.COM